محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
392
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خطبه 96 همبستگى برادران « الحمد للّه الأوّل فلا شيء قبله و الآخر فلا شيء بعده و الظّاهر فلا شيء فوقه و الباطن فلا شيء دونه منها في ذكر الرسول صلّى اللّه عليه و آله مستقرّه خير مستقرّ و منبته أشرف منبت في معادن الكرامة و مماهد السّلامة قد صرفت نحوه أفئدة الأبرار و ثنيت إليه أزمّة الأبصار دفن اللّه به الضّغائن و أطفأ به النّوائر ألّف به إخوانا و فرّق به أقرانا أعزّ به الذّلّة و أذلّ به العزّة كلامه بيان و صمته لسان . » ترجمه سپاس خدا را كه اوّل است و چيزى پيش از او وجود نداشت و آخر است و پس از او موجودى نخواهد بود ، چنان آشكار است كه فراتر از او چيزى نيست و چنان مخفى و پنهان است كه مخفىتر از او يافت نمىشود . قرارگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بهترين قرارگاه و محل پرورش و خاندان او شريفترين پايگاه است . در معدن بزرگوارى و گاهواره سلامت رشد كرد ، دلهاى نيكوكاران شيفته او گشته ، توجه ديدهها به سوى اوست . خدا به بركت وجود او كينهها را دفن كرد و آتش دشمنىها را خاموش كرد . با او ميان دلها الفت و